لغت نامه دهخدا
دشیش. [ دَ ] ( ع اِ ) جشیش. ( تحفه حکیم مؤمن ). دانه ای است چون گندم که در حال سخت بودن آنرا آرد کنند. وآن لغتی است در جشیش. ( از ذیل اقرب الموارد ). و رجوع به تذکره داود ضریر انطاکی و جشیش و دشیشة شود.
دشیش. [ دَ ] ( ع اِ ) جشیش. ( تحفه حکیم مؤمن ). دانه ای است چون گندم که در حال سخت بودن آنرا آرد کنند. وآن لغتی است در جشیش. ( از ذیل اقرب الموارد ). و رجوع به تذکره داود ضریر انطاکی و جشیش و دشیشة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امجاز دشیش (به عربی: أمجاز الدشیش) یک شهرداری در الجزایر است که در استان سکیکده واقع شدهاست.