دشنام گفتن

لغت نامه دهخدا

دشنام گفتن. [ دُ گ ُ ت َ ]( مص مرکب ) دشنام دادن. ناسزا گفتن. سقط گفتن: منجمی به خانه درآمد یکی مرد بیگانه را دید با زن او بهم نشسته، دشنام و سقط گفت. ( گلستان سعدی ).
چو دشنام گویی دعا نشنوی
بجز کشته خویشتن ندروی.سعدی.استقذاف؛ دشنام گفتن خواستن. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

دشنام دادن.

جمله سازی با دشنام گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منابع به خصوصیات بد او نیز اشاره کردند. از جمله دشنام گفتن و خشونت و سخت گیری های زیاد او که باعث روی برتافتن بزرگان از او شد.

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز