لغت نامه دهخدا
دستور گرفتن. [ دَ گ ِ رِ ت َ ]( مص مرکب ) برنامه کار و راه و روش و طریقه و نظم ونسق از دستوردهنده گرفتن. برنامه و روش کار از آمری اخذ کردن. طریقه و نسق و نظام کار از دستوردهنده گرفتن. راه و روش و دستور کار از دستوردهنده خواستن.
دستور گرفتن. [ دَ گ ِ رِ ت َ ]( مص مرکب ) برنامه کار و راه و روش و طریقه و نظم ونسق از دستوردهنده گرفتن. برنامه و روش کار از آمری اخذ کردن. طریقه و نسق و نظام کار از دستوردهنده گرفتن. راه و روش و دستور کار از دستوردهنده خواستن.
برنامه کار و راه و روش و طریقه و نظم و نسق از دستور دهنده گرفتن برنامه و روش کار از امری اخذ کردن.
💡 در دسامبر ۲۰۰۹ دادگاه قانون اساسی ترکیه فعالیت این حزب را ممنوع کرد. این حزب به برقراری روابط نزدیک با جداییطلبان کرد و دستور گرفتن از حزب کارگران کردستان متهم شدهبود.
💡 دادستانی مصر در تاریخ ۱۲ آوریل ۲۰۰۹ میلادی، با متهم کردن حزبالله لبنان به جاسوسی، قاچاق اسلحه و تلاش برای بیثبات کردن مصر، از بازداشت گروه ۴۹ نفرهای خبر داد که با دستور گرفتن از سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، علیه امنیت ملی مصر فعالیت میکردند.
💡 يك روز يك نفر خدمتشان آمد و خيلى اصرار كرد كه دستورالعملى به من بدهيد، ايشاناعتنايى نكردند، روز دوم آمد باز اعتنايى نكردند، روز سوم آمد و باز اصرار كرد، آقاىانصارى فرمودند: آن قدر مبلغ به گردنت هست كه بايد بپردازى،اول برو اون ها را درست كن، بعد دنبال دستور گرفتن باش. طرف رنگش پريد و رفت...(83)