لغت نامه دهخدا
دسته جات. [ دَ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: دسته فارسی + جات هندی، به معنی قوم ) ج ِ دسته. گروهها. طائفه ها.
دسته جات. [ دَ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: دسته فارسی + جات هندی، به معنی قوم ) ج ِ دسته. گروهها. طائفه ها.
جمع دسته. گروهها. طائفه ها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (ثبات ) جمع (ثبة ) بر وزن (گنه ) به معنى دسته جات پراكنده است و دراصل از ماده (ثبى ) به معنى جمع گرفته شده. در آيه فوق قرآن خطاب به عموم مسلمانان كرده و دو دستور مهم، براى حفظ موجوديت اجتماعشان به آنها مى دهد.
💡 در روايتى از امام باقر (ع ) كه در تفسير على بن ابراهيم درذيل اين آيه نقل شده چنين مى خوانيم: فارقوا اميرالمومنين عليه السلام و صاروا احزابا:(يعنى آيه اشاره به كسانى است كه از امير مومنان جدا شدند و به دسته جات مختلف تقسيم گرديدند).