لغت نامه دهخدا
دست بافی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) عمل دست باف. بافتن بدون چرخ و وسائل مکانیکی. بافتن با دست. و رجوع به دست باف شود.
دست بافی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) عمل دست باف. بافتن بدون چرخ و وسائل مکانیکی. بافتن با دست. و رجوع به دست باف شود.
عمل دست باف چرخ و وسائل مکانیکی بافتن با دست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۶-عرق چین:کلاه دست بافی است که معمولاً سفید بوده و آنرا زیر لنگته بر سر میکنند.