دزه. [ دِ زَ ] ( اِخ ) شهرکی است [به خراسان ] بر دامن کوه و رود مرو به میان او بگذرد و جایی خوش است و میوه های بسیار. ( حدود العالم ).
دزه.[ دِ زَ ] ( اِخ ) از طسوج قاساق. ( تاریخ قم ص 114 ).
دزه. [ دِ زَ ] ( اِ ) مزید مؤخر امکنه قرار گیرد، چون تشکیدزه. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ).
دزه. [ دُزْ زَ ] ( اِ ) کنایه از کردن کاری است که کسی خبر نشود و مطلع نگردد. ( لغت محلی شوشتر - خطی ).
کنایه از کردن کاری است که کسی خبر نشود و مطلع نگردد.
دزه ( S، s ) نویسه ای در الفبای سیریلیک کهن است و امروزه تنها در الفبای مقدونی بکار می رود. این نویسه صدای د+ز می دهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جرج بَلِنچین با نام اصلی گئورگی ملیتونیس دزه بالانچیوادزه (به گرجی: გიორგი მელიტონის ძე ბალანჩივაძე) ; (۲۲ ژانویهٔ ۱۹۰۴ – ۳۰ آوریل ۱۹۸۳) رقصپرداز گرجی اهل آمریکا بود که بین سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۸۳ میلادی فعالیت میکرد.
💡 داویت توگو دزه گوتسادزه (به گرجی: დავით ტოგოს ძე გოცაძე) (۱۶ اکتبر ۱۹۵۳ - ۱۳ نوامبر ۲۰۰۸) پزشک متخصص اورولوژی و جراح آنکولوژی اورولوژی اهل گرجستان بود. وی در سال ۲۰۰۴ برنده جایزه دولتی گرجستان شد.
💡 پیش رخ از رقیب بپوشان به ذقن کر باغ میوه دزه به مهتاب میبرد