لغت نامه دهخدا
درینی. [ ] ( اِخ ) لقب علی بن محمدبن یحیی درینی انباری. رجوع به علی انباری در ردیف خود شود.
درینی. [ ] ( اِخ ) لقب علی بن محمدبن یحیی درینی انباری. رجوع به علی انباری در ردیف خود شود.
لقب علی بن محمد بن یحیی درینی انباری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در شبی کیل جِیدن که کینهای قدیمی از رهبر درینیها داشت،در خواب نرزول،شمن اعظم آمد و گفت درینیها علیه اورکها قیام خواهند کرد.
💡 داون تریدر کشتی کاسپین دهم، پادشاه نارنیا است که ادموند و لوسی (به همراه پیتر و سوزان) به او کمک کردند تا تاج و تخت نارنیا را در داستان شاهزاده کاسپین به دست آورد. لرد درینیان (کاپیتان سپیدهپیما) و مسئول عرشه راینس نیز در کشتی حضور دارند.
💡 در دنیای آنان موجوداتی مرموز به نام درینی زندگی میکردند و رابطهای دوستانه با اورکها داشتند
💡 کوزوو کشوری بلند و مرتفع است همچنان که پستترین نقطهٔ این کشور کنارهٔ رود درینی بارده در کنار مرز با آلبانی با ۲۹۷ متر ارتفاع و بلندترین نقطه، قلهٔ دراویکا با ۲٬۵۶۵ متر ارتفاع در غرب این کشور قرار دارد. کوههای شار در جنوب کوزوو واقع شدهاست.
💡 احسان قائممقامی با ۵ دوره راهیابی به مسابقات جام جهانی شطرنج، در بین شطرنجبازان ایران از این حیث رکورددار است. پس از وی؛ پرهام مقصودلو با ۳ دوره حضور، الشن مرادی، پویا ایدنی، محمد امین طباطبایی و علیرضا فیروزجا با ۲ دوره حضور و پوریا درینی و امیررضا پوررمضانعلی هر کدام با ۱ دوره راهیابی به مسابقات جام جهانی در ردههای بعدی قرار گرفتهاند.