دریای فارس
لغت نامه دهخدا
دریای فارس. [ دَرْ ی ِ ] ( اِخ ) دریای پارس. خلیج فارس.رجوع به خلیج فارس و دریای پارس در ردیف خود شود.
جمله سازی با دریای فارس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرزمین البته بارها بزرگتر از استان کنونی فارس بوده است و سراسر کرانهٔ خلیج فارس، هرمزگان، یزد، بخشی از اصفهان و بخشی از استان کنونی کرمان را نیز در بر میگرفته است. در قدیم همهٔ کرانهٔ خلیج فارس و دریای عمان با نام دریای فارس یا دریای پارس شناخته میشده است.
💡 ایالت کرمان قدیم تا کناره تنگه هرمز و دریای عمان بوده و قسمت عظیمی از استان هرمزگان را هم دربر میگرفتهاست. ابن حوقل حدود آنرا در مشرق مکران، در مغرب فارس، در شمال بیابان خراسان و ناحیه سیستان و در جنوب دریای فارس میداند. و از شهرهای آن هرمز، جیرفت، بم، سیرجان، فهرج و... نام می برد. مقدسی این ایالت را شامل پنج خوره و ناحیت: بردسیر، نرماشیر، سیرجان، بم و جیرفت میداند.
💡 سرزمین فارس که از شمال به خوزستان و اصفهان و از جنوب به دریای فارس محدود میشد، بر طبق تقسیمات رسمی که عربها با آن مواجه شدند و آن را بعد نیز رعایت کردند، به پنج ولایت تقسیم میشدهاست: اصطخر، شاپور، اردشیرخرّه، دارابگرد و ارجان. به عقیده اصطخری دارابگرد سومین ولایت بزرگ فارس بود، مرکز ولایت دارابگرد شهر دارابگرد است و جویم از شهرهای مهم این ولایت میباشد.
💡 دریای فارس و هند پیوستهاند از نظر پیوستگی به دیگری هر دو یک دریا هستند.