دریا شکل

لغت نامه دهخدا

دریا شکل. [ دَرْ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) بشکل دریا. چون دریا:
دوستگانی دادشاهم جام دریاشکل و من
خوردم آن جام و شکوفه کردم و رفتم ز دست.خاقانی.

فرهنگ فارسی

به شکل دریا. چون دریا.

جمله سازی با دریا شکل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در داخل این ابرها قطرات نسبتاً بزرگ ابر مایع به دلیل حضور هسته‌های متراکمی مثل نمک دریا شکل می‌گیرند. این قطرات بزرگ شده، با سرعت نسبتاً زیاد در میان ابر سقوط می‌کنند و با قطرات کوچکتر و کندتر برخورد می‌کنند. وقتی که این اتفاق رخ می‌دهد، قطرات ریز به هم ملحق می‌شوند و بزرگتر می‌شوند. سپس این قطره بزرگتر حتی سریعتر سقوط می‌کند و بیشتر همسایگانی که آهسته حرکت می‌کنند را نیز با خود همراه می‌کنند.

💡 ۴. کابل رود: از یکجا شدن دریای گلبهار پغمان، دریای لوگر پنجشیر و کنر این دریا شکل می‌گیرد. این دریا از میانهٔ دو شهر مهم «کابل» و «جلال‌آباد» عبور کرده، وارد خاک پاکستان می‌شود و به رود «سند» می‌ریزد.

💡 این منطقه در سال ۱۳۵۲ به عنوان منطقه حفاظت شده و بخشی از آن در سال ۱۳۷۴ به عنوان پارک ملی اعلام شد. این منطقه حالت کوهستانی داشته و از کوه‌هایی با ارتفاع ۲۶۰۰ تا ۳۰۰۰ متر از سطح دریا شکل گرفته‌است.

💡 دوستکانی داد شاهم جام دریا شکل و من خوردم آن جام و شکوفه کردم و رفتم ز دست

💡 این ساخت و سازها به صورت پراکنده و با تراکم ساختمانی و جمعیتی اندک، در دامنه تپه‌ها و زمین‌های مسطح اطراف، با فاصله از دریا شکل گرفته که موجب جهت دهی توسعه روستا شده و شکل‌گیری آن به تدریج و به‌طور پیوسته انجام گرفته‌است. در داخل تپه مرکزی و حد فاصل این ساخت و سازها و بافت قدیم شهر، خدمات آموزشی، بهداشتی، درمانی و تأسیسات و تجهیزات لافت به وجود آمده‌است.