درگاه سلیمان

لغت نامه دهخدا

درگاه سلیمان. [ دَ هَِ س ُ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سرشیو شهرستان سقز واقع در 18 هزارگزی جنوب خاوری سقز و 5 هزارگزی راه شوسه سنندج. آب آن از چشمه و رودخانه وراه آن مالرو است و از کنار رودخانه در فصل خشکی اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان سر شیو شهرستان سقز واقع در ۱۸ هزار گزی جنوب خاوری سقز و ۵ هزار گزی راه شوسه سنندج

جمله سازی با درگاه سلیمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن مورچه ماییم که در پای سواران ماندیم و به درگاه سلیمان نرسیدیم

💡 نامه ذره به خورشید جهان‌آرا بر تحفهٔ مور به درگاه سلیمان برسان

💡 گشت سررشته بُعد من از آن در کوتاه شد ره مور به درگاه سلیمان نزدیک

💡 هم نشد سعی من خسته مسکین ضایع ناله ی مور به درگاه سلیمان برسید

💡 با هوای مجلس شه یاد از جنت مکن پیش درگاه سلیمان نام اهریمن میار

💡 تحفه می باید به درگاه سلیمان بردنم ناتوان مورم که بر یک جو ندارم قادری