لغت نامه دهخدا
درچشمه. [ دَ چ َ م َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گاوکان بخش جبال بارز شهرستان جیرفت، واقع در 48هزارگزی جنوب خاوری مسکون و 15هزارگزی شمال راه مالرو سبزواران به کروک. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
درچشمه. [ دَ چ َ م َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گاوکان بخش جبال بارز شهرستان جیرفت، واقع در 48هزارگزی جنوب خاوری مسکون و 15هزارگزی شمال راه مالرو سبزواران به کروک. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان گاوکان بخش جبال بارز شهرستان جیرفت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درچشمه سوزن نبود راه گره را از سر بگذر، پای درین سلسله بگذار
💡 غوطه خوردم درشراب ناب و مخمورم هنوز گم شدم درچشمه خورشید وبی نورم هنوز