درون مانده

لغت نامه دهخدا

درون مانده. [ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) باقی مانده دراندرون. باقیمانده در داخل. مقیم درون:
درون ماندگان خرقه انداختند
بر آن خرقه بسیار جان باختند.نظامی.

فرهنگ فارسی

باقی مانده در اندرون باقیمانده در داخل مقیم درون

جمله سازی با درون مانده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا باری برآمد جان ازین جان درون مانده کسی باشد که دل بشکافد و او را برون آرد

💡 آخر، ای آه درون مانده، دمی بیرون رو مگر از دل قدری دود غم آید بیرون

💡 سر نامور بود در دست تو به حلقش درون مانده بد شست تو

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز