لغت نامه دهخدا
دروزن. [ دَ؟ ] ( اِخ )ذکر ماسح و سوادی که در آن مقادیر مساحت شده زمینها را ثبت کند. ( مفاتیح، در مواضعات ذکور و دفاتر ).
دروزن. [ دِ رَ / رُو زَ ] ( نف مرکب ) حصّاد و دروگر. ( ناظم الاطباء ). درونده غله. ( از شعوری ج 1 ورق 450 ).
دروزن. [ دَ؟ ] ( اِخ )ذکر ماسح و سوادی که در آن مقادیر مساحت شده زمینها را ثبت کند. ( مفاتیح، در مواضعات ذکور و دفاتر ).
دروزن. [ دِ رَ / رُو زَ ] ( نف مرکب ) حصّاد و دروگر. ( ناظم الاطباء ). درونده غله. ( از شعوری ج 1 ورق 450 ).
ذکر ماسح و سوادی که در آن مقادیر مساحت شده زمینها را ثبت کند
حصاد و دروگر درونده غله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وگر اصل آتش است آبی برو زن چو آبش بر زدی آتش درو زن