درشت رو
مترادفها
بیحیا، گستاخ، پررو، جسور
متضادها
کمرو، خجالتی
لغت نامه دهخدا
درشت رو. [ دُ رُ رو ] ( ص مرکب ) درشت روی. درشت صورت. || تندخوی. بدخلق. || گستاخ.
فرهنگ فارسی
درشت روی درشت صورت
جمله سازی با درشت رو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گل گرچه کشد سرزنش از خار درشت رو با تو و بر درخت خود دارد پشت
💡 ای هرزه جلوه فهمان غافل ز دل مباشید کوری درشت رویی آیینه را بدیدن
💡 گل گرچه کشد سرزنش از خار درشت رو با تو وبر درخت خود دارد پشت