درسگاه

لغت نامه دهخدا

درسگاه. [ دَ ] ( اِ مرکب ) مدرسه. مکتب. درس خانه. ( آنندراج ):
به درسگاه مولانا قطب الدین شیرازی رفت. ( منتخب لطائف عبید زاکانی چ برلین ص 135 ). مسود این اوراق... در درسگاه دین پناه... قوام الملة و الدین عبداﷲ. ( مقدمه منسوب به محمد گل اندام ).
مرا که صوفی صافم ز درسگاه علی
رسیده سینه به سینه علوم حقانی.ارادتخان واضح ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مدرسه مکتب.

جمله سازی با درسگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در درسگاه عشق دلایل جهالت است طبعی بهم رسان‌ که نباید کتاب دید

💡 بغیر وهم که در درسگاه فطرت نیست منت به هیچ قسم می‌دهم چه فهمیدی

💡 باغ امکان درسگاه عذر بی‌سرمایگی است رنگ کو تا گردشی انشا کند پرگار گل

💡 در درسگاه صنع ز تعطیل ما مپرس با شغل خانه نسبت خشکی‌ست نال را

💡 سطری نخواند فطرت ز درسگاه تحقیق تقویمها کهن‌کرد امسال و پار عنقا

💡 شحنه عشقت نشسته بر سر بازار کون درسگاه عقل را دکان سودا ساخته

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز