درس خوان

لغت نامه دهخدا

درس خوان. [ دَ خوا / خا ] ( نف مرکب ) درس خواننده. خواننده درس. آنکه درس خواند. شاگرد را گویند و شخصی که پیش کسی چیزی بخواند. ( برهان ). شاگرد. ( شرفنامه ٔمنیری ). محصل. ( ناظم الاطباء ). علم خوان:
آدم به گاهواره او بود شیرخوار
ادریس هم به مکتب او گشت درس خوان.خاقانی.ای به شبستان ملک با تو ظفر خاصگی
وی به دبستان علم با تو خرد درسخوان.خاقانی.طفل چهل روزه کژمژزبان
پیر چهل ساله بر او درس خوان.نظامی.|| در تداول امروز فارسی زبانان و در مقام تعریف و تمجید بر شاگرد و محصل ساعی و زرنگ و کوشا اطلاق شود.

فرهنگ فارسی

محصل شاگرد
درس خواننده خوانند. درس

جمله سازی با درس خوان

💡 (همانند نياز گياه براى رشد و نمو به نور آفتاب ) و همچنين يك شاگرد درس خوان همبراى اصلاح اشتباهات خود نياز به استاد دارد و هم براى افزايش معلومات مختلف.

💡 ((امام تواضع عجيبى نسبت به طلبه هايى كه درس خوان بودند داشتند. طلبه روضهخوان و مداح اهل بيت را كه مى ديدند جلوى آنان تمام قد، بلند مى شدند و يا موقعى كهآنها مى خواستند از پيش امام بروند، امام آنها را بدرقه مى كردند و با اصرار ميهمانانباز مى گشتند)).

💡 هر دو مقدورِ خود به کار آرند تا مرا درس خوان به بار آرند

💡 ای ترا خود شیث بوده راز دان وی ترا ادریس بوده درس خوان

💡 تبریز نشین و درس خوان، آدم شو سنگین بنشین، سبک مشو، رشت مرو

💡 ای به شبستان ملک با تو ظفر خاصگی وای به دبستان شرع با تو خرد درس خوان

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز