دردخورده

لغت نامه دهخدا

دردخورده. [ دَ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) دردخورد. گرفتار درد. ( ناظم الاطباء ):
جنس زن یابی و نیابی کس
جنس یاران دردخورده خویش.خاقانی.

جمله سازی با دردخورده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نگویم راز آن لب گرچه خوردم خون ازو عمری بلی ندهد ز خم دردخورده باده نم بیرون

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز