درجم

لغت نامه دهخدا

درجم. [ دَ ج َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حُرجُند بخش مرکزی شهرستان کرمان. واقع در 36هزارگزی شمال کرمان و 6هزارگزی خاور راه فرعی چترود - کرمان. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با درجم

💡 مرا خواهی هوای خویش بگذار مر این درجم بجای خویش بگذار

💡 هر دو گوهر، ز یکی درجم، ناگاه نمود هر دو اختر، ز یکی برجم؛ فی الحال دمید

💡 تا چه برجم زانک گاهی ثابتم گه منقلب تا چه درجم زانک هم پر لعل و هم پر گوهرم

💡 بل همه اوست من در او درجم زو بود جمله دخلم و خرجم