لغت نامه دهخدا
( درانة ) درانة. [ دُ ن َ ] ( ع اِ ) علف ریزه خشک یا ریزه خشک هر چیز از شوره گیاه و درخت و تره. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
درانة. [ دُرْ را ن َ ] ( اِخ ) نام زنی است. ( از منتهی الارب ).
( درانة ) درانة. [ دُ ن َ ] ( ع اِ ) علف ریزه خشک یا ریزه خشک هر چیز از شوره گیاه و درخت و تره. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
درانة. [ دُرْ را ن َ ] ( اِخ ) نام زنی است. ( از منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درانه و دوزان به سر کلک نیابی درانه و دوزان به سر کلک و بنانست
💡 کمال درانه دل با کبوتری در باره که نامه ای به تو از بار آشنا آورد
💡 خوش پرده درانه میزدم نیش ای وای بر اهل عصمت تو