لغت نامه دهخدا
در و پیکر. [ دَ رُ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ( از: در + و + پیکر ) جرز و دیوار و تیر سقف و غیره. اجزای خانه از در و دیوار و سقف: خانه مرا خراب کرده و در و پیکر آن را برده اند.
در و پیکر. [ دَ رُ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ( از: در + و + پیکر ) جرز و دیوار و تیر سقف و غیره. اجزای خانه از در و دیوار و سقف: خانه مرا خراب کرده و در و پیکر آن را برده اند.
اجزای خانه از در و دیوار و سقف خانه مرا خراب کرده و در و پیکر آن را برده اند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه سرائی؟ که حساب فلک آنجا پاک است بس که معظم بود، اما در و پیکر چاک است
💡 طبیعت این در و پیکر بهم چنان پیوست که خود تو گوئی استاد هر درودگر است
💡 چو افروختندش غرض برنخاست در و پیکر خود ندیدند راست
💡 در و پیکر هر چه گشت آشکار چنانست چون بآینه در نگار