در و دشت

لغت نامه دهخدا

در و دشت. [ دَ رُدَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ( از: در به معنی دره + و + دشت به معنی هامون ) مخفف دره و دشت:
چو هردو سپاه اندر آمد ز جای
تو گفتی که دارد در و دشت پای.فردوسی.جهان چون بهشتی شد آراسته
در و دشت یکسر پر از خواسته.فردوسی.درودشت شد پر ز گرد سوار
پراکنده گشتند بر کوه و غار.فردوسی.نباید که ایمن شوی از کمین
سپه باشد اندر در و دشت کین.فردوسی.بدین کین ببندند یکسر کمر
در و دشت گردد پر از نیزه ور.فردوسی.با درودشت ساز خاقانی
خانه و خوان ناسزا منگر.خاقانی.

فرهنگ فارسی

مخفف دره و دشت

جمله سازی با در و دشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز مشعل فروزنده شد روی دشت زخوی شان در و دشت چون جوی گشت

💡 نباید که ایمن شوید از کمین سپه باشد اندر در و دشت کین

💡 یکی روستا دید همچون سراب در و دشت و کهسار او خشک از آب

💡 پیچیده در و دشت ز بس لغزش رفتار تا موج گهر جادهٔ هموار ندارد

💡 که کوه و در و دشت پر لشکر است ز هر هفت کشور سپاه ایدر است

💡 ز زیبَد زمین تاگنابد سپاه - در و دشت ازیشان کبود و سیاه. ‏

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
آرین یعنی چه؟
آرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز