لغت نامه دهخدا
دروبند. [ دَ ب َ ] ( اِ مرکب ) به معنی بند در و قفل، به زیادت واو، چنانکه تنومند و برومند. ( غیاث ) ( آنندراج ). در و دربند. در با جمیع آلات و ادوات مسدود کردن آن از چفت و رزه و کلان و کلیدان و شب بند و غیره.
دروبند. [ دَ ب َ ] ( اِ مرکب ) به معنی بند در و قفل، به زیادت واو، چنانکه تنومند و برومند. ( غیاث ) ( آنندراج ). در و دربند. در با جمیع آلات و ادوات مسدود کردن آن از چفت و رزه و کلان و کلیدان و شب بند و غیره.
به معنی بند در و قفل به زیادت و او چنانکه تنومند و برومند در و دربند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عهد که بوده بوستان را چندین در و بند و یک ثمر نی
💡 خوش در و بند در دل شب تار خواجه آشفته وار خواب آلود
💡 دزی کش کوه سنگین باره رویین در و بند آهنین و مهر زرین
💡 در و بند اول که دربند یافت به شرط خرد زان خردمند یافت
💡 دو در دارد این باغِ آراسته در و بند ازین هر دو برخاسته
💡 دو در دارد این باغ آراسته در و بند ازین هر دو برخاسته