در و بام

لغت نامه دهخدا

در و بام.[ دَ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مجموع خانه از اطاق و صحن و بام. خانه و بخش های اساسی آن:
پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب
می رود چون سایه هر دم بر در و بامم هنوز.حافظ.- بی دروبام؛ بی روزن و سقف. مسدود و غیر محاط( بر حسب اعتقاد قدما به فلک ):
سرگشته در این دائره بی دروبام
ناآمده بر مراد و نارفته به کام.خیام.- دختری دروبام بسته؛ که مرد ندیده است. بانوچه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

مجموع خانه از اطاق و صحن و بام خانه و بخش های اساسی آن

جمله سازی با در و بام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رشک دارم بصبا گرچه شدت محرم راز غیر را گرد در و بام تو نتوان دیدن

💡 لاجرم زنده و سخن گوی است در و بامی که اندر آن کوی است

💡 فروگرفت در و بام دیده را حیرت نگشته گرم نگاه به روی یار هنوز

💡 غم عشقت درآمد از در و بام بلی دیوار ما را یافت کوته

💡 مه کرد در و بام تو هرشب به طوافت خورشید نهد روی به درگاه تو بر خاک

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز