لغت نامه دهخدا
در بر کشیدن. [ دَ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) در کنار گرفتن. در آغوش کشیدن:
چو لهراسب گفتار دستان شنید
براو آفرین کرد و در بر کشید.فردوسی.خودپرستی چو حلقه بر درنه
بیخودی را چو حله در بر کش.خاقانی.
در بر کشیدن. [ دَ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) در کنار گرفتن. در آغوش کشیدن:
چو لهراسب گفتار دستان شنید
براو آفرین کرد و در بر کشید.فردوسی.خودپرستی چو حلقه بر درنه
بیخودی را چو حله در بر کش.خاقانی.
( مصدر ) در کنار گرفتن در آغوش کشیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نازک شدم چنان که گمان می برند خلق در بر کشیدن کمر مورم آرزوست
💡 جویبار دیدهٔ خود را اگر دریا کنم کی توان در بر کشیدن سرو دلجوی تو را؟