لغت نامه دهخدا
دخل دار. [ دَ ] ( نف مرکب ) دارنده دخل. با دخل. رجوع به دخل شود. || دخیل. رجوع به دخیل شود.
دخل دار. [ دَ ] ( نف مرکب ) دارنده دخل. با دخل. رجوع به دخل شود. || دخیل. رجوع به دخیل شود.
دارنده دخل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شغل خوبی زیرِ سر کن دخل دار جان بابا را به ورّاجی چکار