«دانه کشیدن» در زبان فارسی یک ترکیب فعلی است که به معنای حمل کردن دانهها و جابهجا نمودن آنها از مکانی به مکان دیگر به صورت تدریجی و کشانکشان به کار میرود. این عبارت در متون کهن فارسی، بهویژه در لغتنامهها و آثار ادبی، برای توصیف عمل جابهجایی یا رساندن دانه و خوراک به حیوانات یا پرندگان استفاده شده است. در این معنا، «دانه کشیدن» میتواند به مفهوم رساندن غذا و خوراک به موجودات نیز باشد و نوعی فعل خدماتی و تغذیهای را نشان میدهد. در برخی متون ادبی، این ترکیب به صورت استعاری نیز به کار رفته و برای بیان کمکرسانی یا فراهم کردن نیاز دیگران مورد استفاده قرار گرفته است. ساختار این واژه از «دانه» به معنای خوراک یا بذر و «کشیدن» به معنای حمل کردن یا بردن تشکیل شده است که در کنار هم مفهوم حمل تدریجی دانه را میسازد. در فرهنگهای قدیمی مانند آنندراج و لغتنامه دهخدا، این اصطلاح با تأکید بر حرکت آهسته و پیوسته دانهها از جایی به جای دیگر توضیح داده شده است. همچنین در برخی مثالهای شعری و نثری، از آن برای تصویرسازی صحنههایی مانند تغذیه پرندگان یا مورچگان استفاده شده است. این واژه امروز در زبان گفتاری کاربرد چندانی ندارد و بیشتر جنبه ادبی و تاریخی پیدا کرده است. با این حال، درک آن برای فهم متون کهن فارسی و شعرهای قدیمی اهمیت دارد، زیرا بخشی از زبان توصیفی آن دورهها را تشکیل میدهد. به طور کلی، «دانه کشیدن» به معنای حمل، جابهجایی یا رساندن دانه و خوراک از جایی به جای دیگر است که هم کاربرد حقیقی و هم گاه کاربرد تصویری و ادبی داشته است.
دانه کشیدن
لغت نامه دهخدا
دانه کشیدن. [ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حمل کردن دانه کشان کشان از جایی بجای دیگر. کشان بردن دانه. || دانه آوردن. دانه رسانیدن. ( آنندراج ):
غم مرغان گرفتار ندارد صیاد
مور از رحم مگر دانه به این دام کشد.( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
حمل کردن دانه کشان کشان از جایی بجای دیگر
جمله سازی با دانه کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بکنج لانه، مور آرمگه ساخت شده آزرده، از دانه کشیدن