لغت نامه دهخدا
داننده دل. [ ن َ دَ / دِ دِ ] ( ص مرکب ) دانادل. داناضمیر. دل آگاه:
چنین گفت داننده دل برهمن
که مرگی جدایی است جان را زتن.اسدی.
داننده دل. [ ن َ دَ / دِ دِ ] ( ص مرکب ) دانادل. داناضمیر. دل آگاه:
چنین گفت داننده دل برهمن
که مرگی جدایی است جان را زتن.اسدی.
دانا دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنین گفت داننده دل برهمن که مرگی جداییست جان را ز تن
💡 چو هیچ آزادهٔ داننده دل نیست چه سود ار جان پر از گفتار دارم
💡 وزان پس ز داننده دل کرد شاد ورا گفت بیهند گیتی مباد