دارالهجره
لغت نامه دهخدا
( دارالهجرة ) دارالهجرة. [ رُل ْ هَِ رَ ] ( اِخ ) لقب مدینةالرسول. مدینة.
دارالهجره. [ رُل ْ هََ رَ ] ( اِخ ) جایی بوده است نزدیک بصره که قرامطه در آن میزیسته اند. ( اعلام المنجد ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) سرزمینی که تشکیلات اداری آن برحسب قوانین اسلامی اداره شود دار اسلام مقابل دارالکفر
جمله سازی با دارالهجره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دارالهجره مکانی بود که گروههای مختلف در طول تاریخ، برای مبارزات خود آنها را ایجاد میکردند. پیشینه آن به هجرت محمد بن عبدالله به مدینه و بازگشت موفقیتآمیز وی به مکه بازمیگردد. مردم در این دارالهجرهها که شامل قلعه، دژ یا مکانهای دیگر بود جمع میشدند و به مبارزات خود ادامه میدادند. در دوران حسن صباح نیز دارالهجرههایی در ایران شکل گرفت که شامل الموت، قهستان، شاهدژ، گردکوه، لمبسر، اصفهان و… بود؛ پیش از او فاطمیان نیز دارالهجرههایی را در آفریقا بنا کردهبودند.
💡 واژه دارالهجره در متون تاریخی به معنای شهری است که مسلمانان برای حفظ دین و زندگی خود به آنجا مهاجرت کرده بودند.
💡 ساختار سیاسی و اجتماعی دارالهجره به گونهای شکل گرفته بود که امنیت کامل ساکنان را در برابر دشمنان فراهم میکرد.
💡 در کتابهای قدیمی، توصیفاتی بسیار دقیق از شرایط آب و هوایی و جغرافیایی دارالهجره و اهمیت استراتژیک آن ارائه شده است.