لغت نامه دهخدا
( دارنخلة ) دارنخلة. [ رُ ن َ ل َ ] ( اِخ ) جایی است در مدینه. ( معجم البلدان ).
( دارنخلة ) دارنخلة. [ رُ ن َ ل َ ] ( اِخ ) جایی است در مدینه. ( معجم البلدان ).
جایی است در مدینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حكيم بن طفيل ديگر باره از پشت نخله بيرون آمد دست چپ آن زاده شير خدا را از پايان ساعدقطع كرد. قمر بنى هاشم عليه السلام مشك را به دندان گرفت و پياپى ركاب مى زدكه شايد خود را به خيمه گاه امام حسين عليه السلام برساند و ايناطفال خردسال را از زحمت تشنگى برهاند. در اين وقت نيز با نفس خود مى گفت:
💡 از خانه بيت المقدس بيرون شو زيرا كه اين خانهمحل عبادت است، نه زايشگاه و محل ولادت و زاييدن فلذا از بيت المقدس رفت در ميان صحراپاى نخله خشكيده عيسى به دنيا آمد.
💡 فرمودند: (نه منظور چيز ديگر است ) عبيدالله بن زياد ناپاك به زودى تو را بهبيزارى از من وارد مى كند، و اگر بيزارى نجويى، دو دست و دو پايت را قطع مى نمايد وهم چنين زبانت را مى برد، و سپس پيكرت را بر شاخه اى از همين نخله (درخت خرما) كهخرماى آن را طلب كردم، آويزان مى نمايد تا كشته شوى.