لغت نامه دهخدا
دادوند. [ دْ وَ ] ( ص ) معتدل. ( برهان ) ( آنندراج ). برابر. متساوی. ( از لغات دساتیری است، حاشیه برهان قاطع چ معین ).
دادوند. [ دْ وَ ] ( ص ) معتدل. ( برهان ) ( آنندراج ). برابر. متساوی. ( از لغات دساتیری است، حاشیه برهان قاطع چ معین ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساسان عیدیوندی، روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸، در راه بازگشت از مدرسه به خانه، در میان اعتراضات مردمی نسبت به گرانی بنزین، با اصابت گلوله به قلبش جان باخت. دایی او، صفر عیدیوند نیز همراه با او، به دنبال شلیک مأموران امنیتی از روی پشت بام کلانتری کشته شد. در این روز همچنین امیرحسین دادوند، همکلاسی ساسان عیدیوندی نیز کشته شد.
💡 اسد دادوند و نامزدش، شکوه تکاوندی، قرار گذاشتهاند که پس از یافتن خانهای اجارهای ازدواج کنند. اسد پس از مدتی تلاش به کمک برادرش، امین، خانهای پیدا میکنند. خانه در اجارهٔ مرد عیالواری است به نام گلدوست که وضع مالی مناسبی ندارد و قادر نیست خانهٔ جدیدی پیدا کند.