داد کشیدن

لغت نامه دهخدا

داد کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد زدن. داد زدن. فریاد کردن. داد کردن. بانگ بلند برآوردن. آوای بلند برآوردن: سرمن داد کشید؛ بانگ بر من زد.

فرهنگ فارسی

فریاد زدن

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز