دابره

لغت نامه دهخدا

( دابرة ) دابرة. [ ب ِ رَ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث دابر. پس رو. پس خود. ( مهذب الاسماء ). || پس سنب. سپس سم. || آخر ریگ توده. || هزیمت. || بدفالی. || پی پاشنه مردم. || نوعی از بندهای کشتی. || چیزی که محاذی آخر خرد گاه چاروا افتد. || ناخن که بر بازی ستور برآید. || پنجم انگشت که بر پای مرغان برآید برتر از دیگرها. ( منتهی الارب ).
دابره. [ ب ِ رَ / رِ ] ( اِ ) چراگاه. ( یوشع 19:12 و 21:28 و اول تواریخ ایام:72 ) ( قاموس کتاب مقدس ).

جمله سازی با دابره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه كنيم كه شيطان از ما دور شود؟ فرمود: الصوم يسود وجهه، و الصدقة تكسر ظهره،و الحب فى الله و المواظبة على العمل الصالح يقطع دابره، و الاستغفار يقطع وتينه:(روزه روى شيطان را سياه مى كند، و انفاق در راه خدا پشت او را مى شكند، و دوست داشتنبه خاطر خدا، و مواظبت بر عمل صالح دنباله او را قطع مى كند، و استغفار رگ قلب او رامى برد)!.

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز