واقعه طلب. [ ق ِ ع َ / ع ِ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) مفسد. || جنگجو. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || شورش طلب. فتنه جو. شرطلب. فتنه انگیز. گردنکش. سرکش. یاغی. طاغی. ( ناظم الاطباء ). || خاین. ( ناظم الاطباء ): مردم کوته اندیش واقعه طلبی بر او جمع شدند. ( تاریخ شاهی احمد یادگار ص 342 ). || خاین. ( ناظم الاطباء ).
شورش طلب، فتنه جو، ماجراجو.
(صفت ) ۱- آنکه طالب حوادث و ماجراهاست فتنه جو شر طلب مفسد:(( مردم کوته اندیش واقعه طلبی براو جمع شدند. ) ) ۲ - جنگجو.
مفسد. یا جنگجو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين امور و هزاران نظاير آن بود كه گروهى را به يارى پسر ابوطالب وامى داشت. وتا سرحد عشق و جانبازى روحشان را مدد مى رساند. علاوه بر اين، سفارشهاى پيامبر(ص) بود. از اينها كه بگذريم صحنه فراموش ناشدنى غدير بود كه براى اين دسته ازمسلمين، كه همه كارهاى خود را با دستورات پيامبر تطبيق مى كردند، وظيفه سنگين ديگرىبه وجود مى آورد. چه، آنان از واقعه غدير به خوبى فهميدند كه بايد با على (ع )چنان باشند كه با پيغمبراكرم بودند؛ و اگر اعتقاد داشتند كه پيغمبر مولاى آنان بوده،اينك على مولايشان است. از اين رو بود كه تلاطم امواج غدير، پيوسته در افكار آناناثر مى گذاشت و خاطرات پر شور اصلاح طلبان را برمى انگيخت.
💡 درباره ممنوعيت تحصيل و قد غن بودن طلب علم و درس خواندن در ايران پيش از اسلام كهاشاره كرديم بهترين شاهد واقعه اى است دردناك كه حكيم (ابوالقاسم فردوسى ) در(شاهنامه ) نقل كرده است.