خیف

لغت نامه دهخدا

خیف. [ خ َ ] ( ع اِ ) کرانه. || پوست پستان شتر و گاو و مانند آنها. || کرانه پستان شتر و گاو و مانند آنها. || پوست پستان شتر ماده. || غلاف نره شتر. || جای فروتر از درشتی کوه و بلندتر از مسیل آب. || هر نشیب و بلندی در روی کوه. || ( مص ) مصدر دیگر است برای «خوف ». ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خیف. [ خ َ ی َ ] ( ع اِمص ) فراخی غلاف نره شتر. || فراخی خیف ناقه. || ( مص ) یک چشم ازرق و دیگری سیاه شدن اسب و مردم و جز آن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خیف. [ خی ی َ/ خ ُی ْ ی َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ خائف. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خیف. ( ع اِ ) ج ِ خیفه. || ج ِ اخیف و خیفاء. ( منتهی الارب ).
خیف. [خ َ ] ( اِخ ) سپیدی در کوه سیاه که پس کوه ابوقبیس است. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
- مسجدالخیف؛ مسجدی است در کرانه منی. ( منتهی الارب ).
خیف. [ ی ِ ] ( اِخ ) نام کیِف از ایالات معروف روس است. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به کیف شود.

فرهنگ فارسی

نام کیف از ایالات معروف روس است

جمله سازی با خیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از مشعر شعور به هنگام بازگشت خرگه به خیف خوف و منای منی زنیم

💡 قبلۀ اهل یقین شد خطۀ بیت الحرام روضۀ خلد برین شد ساحت خیف و منا

💡 جنبش این میلی و زان یک به خیف سیر یکی کمّی و دیگر به کیف

💡 حاکم روز قیامت شافع یوم‌النشورم ماه مکه زیب زمزم زینت خیف و منایم

💡 ای یاران، من نیز میهمان مکه ام، اینک زمزم و منی و خیف

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز