لغت نامه دهخدا
خیره مغز. [ رَ / رِ م َ ] ( ص مرکب ) سبکسر. گیج. خرفت:
ز آنکه مرا رنج و خستگی ره قنوج
کوفته کرده ست و خیره مغز و سبکسار.فرخی.
خیره مغز. [ رَ / رِ م َ ] ( ص مرکب ) سبکسر. گیج. خرفت:
ز آنکه مرا رنج و خستگی ره قنوج
کوفته کرده ست و خیره مغز و سبکسار.فرخی.
سبکسر گیج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانکه مرا رنج و خستگی ره قنوج کوفته کرده ست و خیره مغز و سبکسار