لغت نامه دهخدا
خیرمطلق. [ خ َ / خ ِ رِ م ُ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خیر محض. خیر فارغ از شر. خیر تام. خیر کامل.
خیرمطلق. [ خ َ / خ ِ رِ م ُ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خیر محض. خیر فارغ از شر. خیر تام. خیر کامل.
خیر محض خیر فارغ از شر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نظریهٔ افلاطون به این مسئله اشاره دارد که خیر مطلق در جهان مُثُل هست و اگر کسی بخواهد به اخلاقیات دست پیدا کند، بایستی به عالم مثل راه یابد. ارسطو با نقد این نظریه میگوید: «اگر این عالم، سایهٔ عالم مثل است، و همه چیز عالم مثل هم سراسر خیر و نیکی و خوبی است، پس بدیهای انسانها از چه ناشی شده است؟».
💡 در الهیات یهودی، فقط خدا میتواند هر آنچه که میخواهد اراده کند، چرا که خدا خیر مطلق است و به همین جهت فقط خیر را میتواند اراده کند؛ و حق آزادی مطلق دارد. تفسیر عالمان الهیات یهودی این است که نخستین زوج انسانی، با خوردن میوه ممنوع، چنان عمل کردند که گویی خیر مطلق بودند. در الهیات یهودی، درخت معرفت خیر و شرّ نمایانگر قوه تجلی یا قوهٔ مربوط به اصل عالم است که مجسّم کنندهاست.
💡 ای خیر مطلق ذات تو نفی از توهم اثبات تو با آنکه صد ره مات تو اسرار شد هستش نگر
💡 خیر مطلق نیست زینها هیچ چیز شر مطلق نیست زینها هیچ نیز