خوگر شده
مترادفها
عادت کرده، خو گرفته
لغت نامه دهخدا
خوگرشده. [ گ َ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مألوف. مأنوس. انیس. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
مالوف مانوس
جمله سازی با خوگر شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دلِ حافظ که به دیدارِ تو خوگر شده بود نازپروردِ وصال است، مجو آزارش
💡 او در طول سالهای طولانی زندگی در محیطهای سخت و دشوار، به شرایط بسیار سختی خوگر شده بود که دیگر چیزی برای او عجیب نبود.
💡 بسیاری از پژوهشگران در طول تحقیقات میدانی خود، با انواع مختلفی از فرهنگها و آداب و رسوم مردم در سراهای دورافتاده خوگر شدهاند.
💡 پس از مدتی طولانی کار در این شرکت بزرگ، او به تمام روالهای اداری و پیچیدگیهای موجود در سیستم مدیریتی آنجا خوگر شده است.