لغت نامه دهخدا
خوگر ساختن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) الفت انداختن. مأنوس کردن. ایناس. ( یادداشت مؤلف ). || معتاد شدن. عادت پیدا کردن. عادت یافتن. ( یادداشت مؤلف ).
خوگر ساختن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) الفت انداختن. مأنوس کردن. ایناس. ( یادداشت مؤلف ). || معتاد شدن. عادت پیدا کردن. عادت یافتن. ( یادداشت مؤلف ).
الفت انداختن مانوس کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرد خرج آب و گل کوتاه بینی ها مرا پیشتر از خانه می بایست خود را ساختن
💡 ولى بعضى (يئوس ) را از ماده (ياءس ) به معنى وجود نوميدى در درون قلب و(قنوط) را به معنى ظاهر ساختن آن در چهره و درعمل دانسته اند.
💡 به صحرا بر ز سرهای فرنگان گویها کردن ز دست و پای ایشان گویها را ساختن چوگان
💡 رنگ وهمی هم اگر جوشد ز هستی مفت ماست کاین لباس تیره نتوان ساختن بسیار سرخ
💡 چون او به معايب و بديهاى ايشان آگاه، و بر اظهار آن معايب و رسوا ساختن آنان قادراست.
💡 اعرابئی بنزد امیری شد و وی را گفت: من آبروی خویش از طلب از تو حفظ نکردم، تو آبروی خویش از رد ساختن من حفظ کن. و مرا با کرم خویش چنان دارد که من خود را با امید به تو داشته ام.