لغت نامه دهخدا
خوگان. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حمزه لو شهرستان محلات. واقعدر شمال خمین این ده کوهستانی و سردسیر و دارای 611تن سکنه می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
خوگان. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حمزه لو شهرستان محلات. واقعدر شمال خمین این ده کوهستانی و سردسیر و دارای 611تن سکنه می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
دهی است جزئ دهستان حمزه لو شهرستان محلات واقع در شمال خمین این ده کوهستانی و سردسیر و دارای ۶۱۱ تن سکنه می باشد.
شهری در استان مرکزی، در بخش مرکزی شهرستان خمین. با ارتفاع ۱,۹۰۰ متر، در سرزمینی تپه ماهوری، در ۵۰کیلومتری جنوب شرقی اراک و ۱۹ کیلومتری شمال شرقی خمین، و در ۱۳کیلومتری شمال راه خمین به محلات، قرار دارد. اقلیم آن نیز معتدلِ مایل به سرد و نیمه خشک است.
💡 چون باغبان برون شد آورد خوی خوگان برکند بیخ نرگس بشکست شاخ نسرین
💡 من آنم که در پای خوگان نریزم مر این قیمتی دُر لفظ دری را
💡 تپه گوریالی مربوط به دوره ساسانیان - سدههای اولیه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان خمین، بخش مرکزی، دهستان صالحان، روستای خوگان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۰۴۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 خوگان (خمین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خمین در استان مرکزی ایران است.
💡 که ما خواهیم رفتن سوی گرگان گرفتن چند گه خوگان و گرگان