خونگر

لغت نامه دهخدا

خونگر. [ خُن ْ گ َ ] ( ص مرکب ) دباغ. || طباخ. || باورچی. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با خونگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هان و هان ای خاک یثرب خونگری خونگری ابر بهار افزون گری

💡 واژه خنجر معربِ کلمه فارسی خونگر است.

💡 زین سپس ای دیده ی من خونگری خونگری ز ابر بهار افزونگری

💡 ایدوست خونگری تو و ایخصم زهرخند زیرا که نه تو شاد بمانی نه او حزین

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز