خون گشادن

لغت نامه دهخدا

خون گشادن. [ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) فصد کردن. رگ زدن. ( آنندراج ). رگ گشادن.
- خون گشادن از چشم؛ خوناب گریستن. خون گریستن.

فرهنگ فارسی

فصد کردن رگ زدن

جمله سازی با خون گشادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مى شود. عقايد زردشتى جاى جاى در منظومه به چشم م ىخورد؛ مانند خون گشادن از »

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز