بزرگ پیشانی
لغت نامه دهخدا
بزرگ پیشانی. [ ب ُ زُ ] ( ص مرکب ) آنکه پیشانی بزرگ دارد. اَجْبَه ْ.
فرهنگ فارسی
آنکه پیشانی بزرگ دارد اجبه.
جمله سازی با بزرگ پیشانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باکلان کوتوله ۴۸ سانتیمتر طول دارد و آبزی است. جثهٔ آن از باکلان بزرگ بسیار کوچکتر است. اندازه نرها از ماده اندکی بزرگتر است و دودیسی جنسی دیده نمیشود. دم این پرنده به نسبت بلند و گردنش کوتاه است. در پاییز و زمستان، نیمهٔ بالایی سر و گردن پرندهٔ بالغ به رنگ قهوهای تیره در میآیند و تعدادی پر سیاه در پیشانی طاهر میشود. در این هنگام رنگ نوک و چشمها به ترتیب قهوهای سیاه و تیره رنگ میشوند. در تابستانها اما سر هر دو جنس به رنگ قهوهای مسی میشود و پر و بال نیز به رنگ سیاه مایل به سبز براق. خالهای سفیدی نیز در پشت بالها پدیدار میشوند. پرندههای نابالغ، چانه سفید، گلو و سینه قهوهای و زیر تنه سفید مایل به قهوهای دارند.
💡 او با آن چهره آرام و بزرگ پیشانی که داشت، در میان دوستانش بسیار متمایز و با وقار به نظر میرسید و همه او را تحسین میکردند.
💡 ویژگی ظاهری او که آن هم بزرگ پیشانی بود، در تصاویر قدیمی که از دوران جوانیاش وجود داشت، به وضوح قابل مشاهده و تشخیص است.
💡 برخی معتقد بودند که افرادی با بزرگ پیشانی، معمولاً دارای قدرت تفکر بالا و هوش سرشاری هستند، هرچند این یک باور علمی نیست.