خوش گفتار

لغت نامه دهخدا

خوش گفتار. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ ] ( ص مرکب )شیرین زبان. خوش سخن. خوب گفتار. خوش زبان:
زن ارچه زیرک و هشیار باشد
زبون مرد خوش گفتار باشد.( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

شیرین زبان خوش سخن

جمله سازی با خوش گفتار

💡 گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد غنچه زان لبهای خوش گفتار یادم می دهد

💡 یارب این فَیلوس خوش گفتار کیست؟ شعلهٔروی و آتشین رخسار کیست؟

💡 بهر نطق یار خوش گفتار خویش لب ببند از گفت و کم گفتار باش

💡 نیست حق تربیت صائب به من آیینه را طوطی من در حریم بیضه خوش گفتار بود

💡 زطرز تازه صائب داغ داری نکته سنجان را عجب دارم کز آمل چون تو خوش گفتار برخیزد

💡 زهی عطار خوش گفتار بادی وزین گفتار برخوردار بادی

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز