خوش سفر

لغت نامه دهخدا

خوش سفر. [ خوَش ْ / خُش ْ س َ ف َ ] ( ص مرکب ) آنکه در سفر ماندگی ننماید و با رفیقان و همسفران تازه روی باشدو هم از خدمت بدیشان دریغ نکند. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

آنکه در سفر ماندگی ننماید و با رفیقان و همسفران تازه روی باشد و هم از خدمت بدیشان دریغ نکند.

جمله سازی با خوش سفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آن خوش سفر همدمش بوده اند به تدبیر ره محرمش بوده اند

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز