خوش روزی

مترادف‌ها

خوش‌بخت، سعادتمند، خوش‌اقبال

متضادها

بدبخت، بدروزگار

لغت نامه دهخدا

خوش روزی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) خوش رزق. با روزی فراوان. آنکه رزق او خوب و فراوان رسد. فراخ روزی.

فرهنگ فارسی

خوش رزق با روزی فراوان

جمله سازی با خوش روزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای روز چه خوش روزی شمع طرب افروزی او را برسان روزی جان را و پذیرایی

💡 گر به روزست این چه خوش روزی‌ست! ور شب‌ست این، شب دل‌افروزی‌ست!

💡 او به دلیل نظم بسیار زیاد در کارهای روزمره و مدیریت صحیح منابع مالی، همواره زندگی خوش روزی و پربرکتی را در کنار خانواده خود تجربه کرده است.

💡 در فرهنگ‌های قدیمی، انجام برخی آداب و رسوم سنتی را برای اینکه خانواده در آینده‌ای نزدیک دچار خوش روزی و فراوانی در معیشت خود شود، بسیار ضروری می‌دانستند.

💡 تلاش بی‌وقفه و پشتکار او در تجارت باعث شد که در سن جوانی به موفقیت‌های مالی بزرگی برسد و زندگی خوش روزی و مرفه برای خود فراهم کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران