لغت نامه دهخدا
خوش بیار. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( نف مرکب ) خوش طالع.خوش اقبال. خوشبخت. سعید. آنکه هرچه برای او رخ دهد خوبست. که کار بر مراد او گردد. || در قمار کسی را گویند که مرتب مهره یا ورق برنده بیاورد.
خوش بیار. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( نف مرکب ) خوش طالع.خوش اقبال. خوشبخت. سعید. آنکه هرچه برای او رخ دهد خوبست. که کار بر مراد او گردد. || در قمار کسی را گویند که مرتب مهره یا ورق برنده بیاورد.
خوش طالع خوش اقبال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کردم از حیرت سجودی پیش او گفت بیساجد سجودی خوش بیار