خوز

یکی از معانی «خوز» در منابع کلاسیک، دشمنی، خصومت و عداوت است و در برخی متون به معنای دشمن داشتن نیز آمده است. این واژه همچنین به گروهی از مردم یا قوم خاص اشاره دارد و در این معنا، گاهی برای اشاره به مردم خوزستان به کار رفته است. واژه «هوز» نیز معادل آن است و به قوم ساکن در خوزستان اشاره دارد؛ این قوم در منابع تاریخی و جغرافیایی ایران ثبت شده است. علاوه بر این، این واژه به تمام مناطق و بلاد خوزستان نیز گفته می‌شود و در متون جغرافیایی برای مشخص کردن محدوده این استان به کار رفته است.

لغت نامه دهخدا

خوز. [ خ َ ] ( ع اِ ) دشمنی. خصومت. عداوت. || ( مص ) دشمن داشتن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( اقرب الموارد ).
خوز. [ ] ( ع اِ ) گروهی از مردم. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || ( اِخ ) مردم خوزستان. ( یادداشت بخط مؤلف ). هوز. نام قوم ساکن خوز یعنی خوزستان. ( حاشیه برهان ذیل خوزستان و اهواز ). || همه بلاد خوزستان. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خوز. [ ] ( اِ ) نی شکر. ( برهان قاطع ). در حاشیه برهان قاطع آمده است: نیشکر را بدان جهت خوز می گویند که در خوز ( خوزستان ) فراوان یافت میشود( ؟ ).
خوز. [ ] ( اِ ) این کلمه در نوشته ابن بیطار و محمدبن زکریای رازی و ابن سینا بسیار آمده است و آنرا گاهی بصورت تذکیر چون «قال الخوز» و گاه بصورت تأنیث چون «قالت الخوز» آورده اند. شاید نام کتابی بوده بنام «فلاحةالخوزیه » مانند «فلاحةالرومیة»و «فلاحةالنبطیة» و یا بنام طب الخوز که طرق پزشکی مردم خوزستان یا مدرسه جندیشاپور واقع در خوزستان را بیان می کرده: قالت الخوز سمن البقر یمنع سم الافاعی من الوصول الی القلب. ( ابن البیطار در کلمه ٔسمن ). قالت الخوز انها نقیب الحصاء الکلی. ( قانون بوعلی سینا مقاله مفردات چ طهران ص 162 ). قالت الخوزانه [ ای السوندا ] بار در طب. ( ابن البیطار ). قالت الخوز انه [ الخرع ] ابلغ الملینات. ( ابن البیطار ).
خوز. [ ] ( اِخ ) نام کویی است به اصفهان. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). منه: سکةالخوز. و از این محلت است احمدبن حسن خوزی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خوز. [ ] ( اِخ ) نام ولایتی است بفارس. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). منه: شعب الخوز. نام ولایتی است بفارس که شکر خوب در آنجا شود و شوشتر اعظم بلاد آن ولایت است. ( برهان قاطع ) ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). خوزستان. رجوع به خوزستان شود. || نام دیگر جندیشاپور است و آنرا پیل آباد و بسریانی بیت لاباط می گفتند. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نام ولایتی است بفارس یا نام دیگر جندیشاپور است و آنرا پیل آباد و بسریانی بیت لاباط می گفتند.

دانشنامه عمومی

خوز (شهرستان آراوان). خوز ( به لاتین: Khauz ) یک منطقهٔ مسکونی در قرقیزستان است که در شهرستان آراوان واقع شده است. خوز ۱٬۵۶۵ نفر جمعیت دارد و ۸۹۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با خوز

💡 که چون شه با سپاهان شد ز خوزان ز عشق گل دلی چون شمع سوزان

💡 روان شد هرمز از خوزان چنان زود که برقی چون رود برقی چنان بود

💡 شه خوزان از آن پاسخ چنان شد که گویی مغز او از استخوان شد