خورمه

لغت نامه دهخدا

( خورمة ) خورمة. [ خ َ رَ م َ ] ( ع اِ ) واحد خَوْرَم. || پیش بینی. || دیوار بینی. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با خورمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر اساس برخی نظرات خور و مه (خورشید و ماه) بوده که خورمه به تدریج در طی سالیان به خِرامه تبدیل شده‌است.

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز