خورد و خوراک

لغت نامه دهخدا

خورد و خوراک. [ خوَرْ / خُرْ دُ خوَ / خ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) خوراک. عمل خوردن. ( یادداشت مؤلف ). غذا. آنچه تغذیه را بکار است.

فرهنگ فارسی

خوراک عمل خوردن

جمله سازی با خورد و خوراک

💡 حفاری‌های دژ وان، مانازگرد، کارمیربلور و کارخانه شراب‌سازی آرنی-۱، گواه بر این امر هستند. در کنار کار زراعت و مزرعه داری انواع مختلف دامداری‌ها نیز رواج داشت. محصولات مختلف کشاورزی و دامداری همراه با گیاهان طبیعی در دشت‌ها که به صورت خود رو در دسترس مردم سرزمین اَرمن بود. پایه و اساس شیوه خورد و خوراک و تغذیه آنان را فراهم کرد.

💡 سید حسن نصرالله به صورت علنی اعلام کرده است که بودجه و هزینه و خرج و خورد و خوراک و سلاح و موشک‌های حزب‌الله از جمهوری اسلامی ایران می‌رسد.

💡 اختلال بینج ایتینگ رایج‌ترین اختلال در اختلالات خورد و خوراک است. این اختلال در تقریباً ۲۵ درصد بیمارانی که برای چاقی به پزشک مراجعه می‌کنند و در ۵۰ تا ۷۵ درصد افرادِ به شدت چاق (شاخص توده بدنی بالای ۴۰) روی می‌دهد. این بیماری در زنان ۴ درصد و در مردان ۲ درصد احتمال پدیدار شدن دارد.

💡 مشخص‌ترین اشکال خودآسیب‌رسانی، اختلالات خورد و خوراک، سوءمصرف الکل، اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد جنسی، خودزنی، و اقدام به خودکشی است.

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز