خود شو

لغت نامه دهخدا

خودشو. [ خوَدْ / خُدْ ] ( نف مرکب ) در اصطلاح زنان، آنکه در حمام دلاک نگیرد و خود تن خویش شوید. خودشور. خودشوی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

در اصطلاح زنان آنکه در حمام دلاک نگیرد و خود تن خویش شوید.

جمله سازی با خود شو

💡 بیخود از خود شو که تا حق بین شوی ورنه از عالم ز حق غافل روی

💡 بیخود از خود شو که تایابی وصال بیخودی از خود بود خود راه راست

💡 نیست از خود شو که تا یابی نجات چون تو برخیزی نشیند حق بجات

💡 چون حجاب جان تو پندار تست بیخود از خود شو که این دیدار تست

💡 تا داد همی جوئی، رنجورتری. مانا! کز خود شوی آسوده، از داد نخواهی شد.

💡 دمی معشوق خود شو عاشق خود ترا دایم چو با خود بود بازار

قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز